در اوایل دههی ۷۰، سال ۱۹۹۱ میلادی در هنگام فروپاشی شوروی، یکباره یک وضعیتی پیش آمد که پیشنهادات خیلی خوبی به ایران شد. وضعیت اقتصادی شوروی بههم ریخته بود، فروپاشی اتفاق افتاده بود و این کشورهایی که بعد از فروپاشی بهوجود آمده بودند، مشکل مالی داشتند. آنها آمدند گفتند که ما موشک به شما میفروشیم، سکوی پرتاب میفروشیم.
ما موشکی را که از کرهی شمالی حدود دو و نیم میلیون دلار آن روز میخریدیم، دانهای دو و نیم میلیون دلار! آنها گفتند دانهای ده هزار دلار به شما میدهیم. سکوی پرتابی که حدود دو و نیم، سه میلیون دلار شاید آن روز از کرهایها میخریدیم، که کیفیتش هم با روسها قابل مقایسه نبود، آنها گفتند با صد هزار دلار به شما میدهیم. خب، در نیروهای مسلح، در مجموعهی موشکی، در مجموعهی نیروی هوایی، هیچکس نهتنها با این خرید مخالفت نکرد، بلکه همه میگفتند عالی است، سریع بروید بخرید.
در جمهوری اسلامی، یک نفر مخالفت کرد، آن هم حضرت آقا بود. خیلی از مسئولین حتی آمدند ورود کردند و گفتند که برویم حضرت آقا را توجیه و قانع کنیم. اما حضرت آقا مخالفت کردند، تا جایی که عصبانی شدند و گفتند برای چه دنبال این موضوع هستید، چرا پیگیری میکنید، کسی این موضوع را پیگیری نکند. چرا؟ چون ما از سال ۱۳۶۳ شروع کرده بودیم به ساخت موشک. سال ۱۳۶۹، ۱۳۷۰، ۱۳۷۱، یواشیواش داشت این کار به بار مینشست. حالا آن روزهایی که داشت نتیجه میداد، ما یکباره میخواستیم چه کار کنیم؟ برویم تعدادی موشک آماده بخریم بیاوریم. نتیجهاش چه میشد؟ نتیجهاش این میشد که کار متوقف میشد. حضرت آقا به خاطر اینکه این کار متوقف نشود، گفتند خرید ممنوع! حتی ایشان عصبانی شدند، به سر بعضی از مسئولین داد زدند، گفتند برای چه این را دنبال میکنید، نکنید این کار را. مخالفت کردند.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنهای، گفتگو با سردار سرلشکر پاسدار امیر علی حاجیزاده، ۲۴/۴/۱۴۰۴
بازدیدها: ۰











