اولین مأموریت من در اسفند ۱۳۵۷ و از جانب امام خمینی به استان هرمزگان بود. حکم کتبى مورخ ۲۵ ربیع الثانی سال ۱۳۹۹ هجری قمری امام خمینی چنین آمده:
جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ ابراهیم امینی دامت افاضاته. به جنابعالی مأموریت داده میشود که در معیت جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ علی اکبر مسعودی دامت افاضاته برای سرکشی به امور کمیته ها و سر و سامان دادن به اوضاع محلی به استان ساحلی و بنادر جنوب بروید و ضمن انجام مأموریت، اهالی محترم را به اتحاد و یگانگی دعوت نموده از اختلاف و تفرقه برحذر دارید. از خدای تعالی عظمت اسلام و مسلمین و توفیق همگان را خواستارم. به تاریخ ٩٩/٢۴/١. روح الله موسوى اللخمینى
این حکم همان شب از رادیو پخش شد. وسیلهی نقلیهی ما در این سفر یک ماشین سواری قراضهی قدیمی گازوئیل سوز بود که مال آقای مسعودی بود و رانندگی آن را یکی از مؤمنان علاقهمند به انقلاب بر عهده داشت. ماشین به طور مرتب خراب میشد و ناچار بودیم به مکانیک مراجعه کنیم. با عشق و علاقهی فراوان به سوی بندرعباس حرکت کردیم. در بین راه به هر شهر و قصبهای برخورد میکردیم، مردم به ویژه جوانان با شور و عشق فراوان پاسداری میکردند.
بعد از طی این مسافت طولانی به شهر بندر عباس رسیدیم و به استانداری وارد شدیم. در این استان از چند شهر و بخش و جزیره دیدن کردیم. از جمله بندر عباس و بندرلنگه، میناب، بستک، گاوبندی، لامرد، بندر امام خمینی، بندر جاسک، بندر گناوه، جزیرهی کیش و جزیرهی لاوان. چون رژیم سابق تازه متلاشی شده و اوایل انقلاب بود، مردم با مشکلات فراوانی مواجه بودند. پادگانهای نظامی و اکثر ادارات تعطیل یا نیمه تعطیل بودند و نظم کافی نداشتند؛ شهربانیها تعطیل و در جای آنها کمیتهها نظم و امنیت را بر عهده داشتند؛ امکانات رفاهی مانند آب، برق و سوخت غالباً مشکل داشتند؛ کارخانجات تعطیل یا نیمه تعطیل و کارگران سرگردان بودند و دشمنان انقلاب گاهی آنها را تحریک کرده آشوب بر پا میشد؛ کشتیها لنگر انداخته در تخلیه بارها مشکل داشتند و دادگاه و زندانها نیز با مشکلات فراوانی مواجه بودند.
بدتر از همه نهادهای مختلف اختلافاتی به وجود میآمد و درگیر میشدند. کارهایی را که ما میتوانستیم انجام بدهیم عبارت بود از: دیدار از پادگانها و پاسگاهها و دلجویی از سربازان و درجهداران و توصیههای لازم به مسئولان مربوطه دیدار از کارخانجات و دلجویی از کارگران و امیدوار ساختن آنان و توصیههای لازم به مسئولان، سرکشی از ادارات و توصیههای لازم به کارمندان، دیدار از مراکز کمیتهها و رسیدگی به کار آنها و شکایات وارده و احیاناً حکم به انحلال بعضی کمیتههای مرتکب خلاف، دیدار از بعضی کشتیها و سخنرانی و دلجویی از ناخدا و کارمندان و کارگران، دیدار از ائمه جمعه و علمای شهرستانها، دلجویی از آنان و مشاوره در امور، دیدار علمای اهل سنت و دلجویی آنان و تشویق به حمایت از نظام و دیدار از طلاب مدارس شیعه و اهل سنت.
در این بازدیدها احساس کردیم که طلاب جوان اهل سنت از امکانات مادی محروماند و نیاز به کمک دارند. بدین جهت تصمیم گرفتم از پولی که امام برای هزینهی سفر در اختیار ما نهاده بود، مبلغی را در بین طلاب اهل سنت تقسیم کنم. بعد از مراجعت به قم جریان تقسیم را خدمت امام عرض کردم و مورد تأیید قرار گرفت. سفر ما به استان هرمزگان در حدود چهل روز طول کشید و نسبتاً مفید بود.
با توجه به اینکه مأموریت ما سرکشی به بنادر جنوب بود، تصمیم گرفتیم در مراجعت از بعضی بنادر خوزستان نیز دیدن کنیم. برای مراجعت مسیر شیراز را انتخاب کردیم. در شیراز چند روزی توقف داشتیم، با امام جمعه و تعدادی از علما دیدار و در مسائل مربوطه و مشکلات و راهحلها مشاوره و گفتگو کردیم.
بازدیدها: ۰











