آخرین مطالب

کارنامه

نصب اپلیکیشن کارنامه

تقویم تاریخ دستاوردهای انقلاب اسلامی

مقاله احمد رشیدی مطلق

شاهرخ تویسرکانی

0
SHARES
13
VIEWS

کنگره حزب رستاخیر در استادیوم آزادی برگزار شده بود و آقای داریوش همایون هم در آنجا حضور داشت. غروب بود و من در اداره نشسته بودم. دیدم راننده آقای همایون نامه‌ای آورد و گفت این را داریوش خان همایون داده است تا برای انتشار به مطبوعات بفرستید. باز کردم و دیدم مقاله‌ای است به قلم شخصی به نام رشیدی مطلق. اسمش برایم ناآشنا بود. چون اکثر نویسنده‌ها را می شناختم فهمیدم این اسم جعلی و مستعار است. مقاله را دوبار خواندم و دیدم مستقیم و غیرمستقیم به یکی از روحانیون توهین می‌کند. آن روحانی آیت الله خمینی بودند. در مورد آقای خمینی این را می‌دانستم که سال ۴۲ بیانیه داده و به همین دلیل تبعید شده بودند. ولی نمی‌دانستم ایشان مرجع تقلید هستند یا خیر؟ این بود که با مادرم تماس گرفتم. ایشان آقایان علما را خوب می‌شناخت.

مادرم گفت من هم دقیق نمی‌دانم بگذار از یکی از بستگانمان (آقای جمال امامی) بپرسم. مادر پرسید و گفت بله آقا جمال می‌گوید آقای خمینی مرجع تقلید هستند.
چون فهمیدم آقای خمینی مرجع تقلید هستند زیر نامه نوشتم این مطلب قابل انتشار نیست و آن را نزد خود نگاه داشتم.

روز بعد آقای داریوش همایون طبق معمول اول به اتاق ما در طبقه چهارم آمد. پرسید مطلب دیشب را برای مطبوعات فرستادید؟ پاسخ دادم خیر. گفت چرا؟ گفتم قابل چاپ نیست. عصبانی شد و به اتاقش در طبقه پنجم رفت.

مدتی بعد آقای تدین معاونش آمد و گفت چه شده؟ چرا وزیر ناراحت است؟

موضوع را شرح دادم و گفتم من این مقاله را خواندم و به دلیل توهین به مراجع تقلید اجازه انتشارش را ندادم. تدین هم اقدام مرا تایید کرد.

ولی چند روز بعد دیدم این مقاله در صفحه ۶ روزنامه اطلاعات چاپ شد.

یادم است آقایی به نام محمد حیدری سردبیر شب روزنامه اطلاعات بود. به او زنگ زدم گفتم محمد این چیست؟ مگر قرار نبود منتشر نشود! او گفت خودتان برای چاپ فرستادید. گفتم من! من نفرستادم. پاسخ داد: آقای وزیر فرستادند.

فهمیدم آقای همایون تعمدا این مقاله را ارسال کرده است. این مطلب چاپ شد و آن داستان‌های بعدی پیش آمد. کبریت انقلاب را به نظرم آقای همایون با آن مقاله روشن کرد.

دولت عوض شد و کابینه شریف امامی آمد. داریوش همایون را هم گرفتند و به زندان بهجت آباد بردند. یک روز آقای تدین و آقای کریم‌پور که مدیر کل مطبوعات بود گفت سری به همایون بزنیم بالاخره رفیقمان بوده است.

هماهنگ کردیم به زندان رفتیم. دیدیم آقای همایون در اتاقی خیلی شیک و قشنگ روی تخت نشسته و دارد سیگار برگ می‌کشد. ریش گذاشته بود.

بعدا فهمیدیم این ریش را تعمدی گذاشته بود. چون روز ۱۹ بهمن ۵۷ ریختند و در زندان‌ها و پادگان‌ها را باز کردند. از جمله کسانی که توسط انقلابیون آزاد شد داریوش همایون بود. انقلاب که شد متوجه شدیم اگر او هم در زندان می‌ماند اعدام می‌شد ولی او آزاد شده بود. داریوش همایون عضو حزب سومکا بود و در ماجرای ۲۸ مرداد ۳۲ از دیوار پایین افتاده و پایش شکسته بود و تا آخر عمر پایش می‌لنگید.

همایون بعد از مدتی از طریق سفارت کانادا با پاسپورت کانادایی از طریق فرودگاه مهرآباد از ایران خارج شد. این در گلویم مانده بود فردی که آن خشونت‌ها را پیش آورد با پاسپورت خارجی از ایران برود.

تا این که بعد از مدتی وقتی با آقایان شهرام ناظری و جلیل شهناز به آمریکا رفتیم. سراغ داریوش را از اکبر ناظمی یکی از روسای مطبوعات خارجی زمان شاه گرفتم که گفت او در همین ویرجینیا زندگی می‌کند.

خلاصه داریوش را دیدم و به تندی خطاب به وی گفتم که چرا نامه معروف به احمد رشیدی مطلق را منتشر کرده و بعد آمده اینجا و برای خودش زندگی آسوده‌ای فراهم کرده است.

گفت: می‌دانستم بچه زرنگی هستی، اما سیاست را نمی‌فهمی.

گفتم اگر سیاست این طور است هیچ وقت نمی‌خواهم آن را بفهمم!

مقداری با هم جر و بحث کردیم و جلسه تمام شد.

 

منبع: خبرگزاری ایرنا، ۱۴۰۴/۲/۲۸، کد خبر: ۸۵۸۰۷۳۸۲

https://rahavardha.ir/hgpg

https://rahavardha.ir/?p=16469

نصب اپلیکیشن کارنامه

(تقویم تاریخ دستاوردهای انقلاب اسلامی​)

مطالب مرتبط

مرتبط نوشته ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *