گفت: شما به آقای خمینی اشکال می کنید من ناراحت می شوم، در حالی که متوجه نبود که طرح و نقد آراء یک عالم در حقيقت اعتناء به آراء اوست.
ادامه مطلبآقای خمینی پرسید: من چه به آنها بگویم!؟ آن روحانی گفت: بگو ریششان را نتراشند. آقای خمینی ضمن یک نگاه تند به آن روحانی، سکوت معناداری کردند و چیزی نگفتند.
ادامه مطلبآقای بهشتی گفته بودند: اختلافات ما با شما یک اختلافات صوری و سطحی نیست، بلکه اختلافات عمیق بوده و از اعتقادات اصولی سرچشمه می گیرد.
ادامه مطلبشوکه شدیم. مرگ خیلی دلخراش و وحشتناکی بود. تمام جنازه ها را مُثله کرده بودند، گوش و دماغ همه را بریده و پوست صورتشان را کَنده بودند.
ادامه مطلبمن یک دستمال کاغذی برداشتم، یک تار سبیلم را کَندم و لای آن گذاشتم، دستمال را تا کردم، چسب زدم و به دست ماتسومورا دادم.
ادامه مطلباز دانشمندان کشور و از بعضی از دانشگاه ها به من نامه نوشتند: آقا! این قضیه را شما این قدر نگوئید، این واقعیت ندارد؛ این جور نیست!
ادامه مطلببه راجیو گاندی گفتم: اگر بمبئی اشغال شود، چه کار می کنید؟ گفت: ما همه اشغالگران را به دریا می ریزیم و آنها را می کُشیم.
ادامه مطلبشهید بهشتی به ما گفتند: زمانی که محمد آقا را دیدم بغل باز کردم و او را در آغوش گرفتم و گفتم محمد آقا خوش آمدی!
ادامه مطلبحضرت امام پیش از انقلاب از من شناختی داشتند، زیرا از طرف انجمن مهندسان به قم برای دیدار ایشان رفته بودیم و فعالیت هایی را که تا آن زمان انجام داده بودم.
ادامه مطلبمحمد منتظری اعلامیه ای علیه آقای بهشتی نوشتند و ایشان را به راسپوتین تشبیه و به عنوان فردی خشن و طرفدار خشونت متهم کردند.
ادامه مطلبعده ای هم دنبال اینها می گشتند و قصد کشتنشان را داشتند که ما با بلندگو اعـلام کـردیـم که حضرت آیت الله طالقانی فرموده اند که با اینها کاری نداشته باشیم.
ادامه مطلبگفتند که: شیخ علی تهرانی در مشهد از آقای بهشتی انتقاد کرده بود که ایشان زندگی اشرافی دارد و زی طلبگی را رعایت نمیکند.
ادامه مطلبگفتم: بنده را امام بسوى شما فرستاده تا از شما در دفاع از آرمان های امام و انقلاب بیعت بگیرم. در این هنگام نمازگزاران فریاد زدند: ما اهل کوفه نیستیم امام تنها بماند.
ادامه مطلبمهندس بازرگان در تمام مدت از دولت حقوق نگرفت و میگفت: فقط یک حقوق حق من است، آن هم حقوق بازنشستگی دانشگاه است.
ادامه مطلبوقتی خدمت امام رسیدم و خواستم دست ایشان را ببوسم، در همان لحظه فرمودند: این حسام الدین امامی کیست؟ گفتم: مفسر سیاسی و مترجم است.
ادامه مطلبوقتی در تهران مطلب را به امام گفتم، آن مرد با عظمت و با ابهّت و آن کوه صبر و حلم، چنان در هم و منقلب شد که تعجّب کردم!
ادامه مطلبشایع کرده بودند که زمانی که بهشتی از آلمان برگشته، دو هواپیما اجناس لوکس برای منزلش آورده و در خانه اشرافی زندگی میکند و دارای نوکر و کلفت است.
ادامه مطلبدر بین همین شهدای همدان، یک سردار سپاهی وجود داشت که وقتی مادرش از او پرسید تو در سپاه چه کارهای، جواب داد: جاروکشی میکنم.
ادامه مطلبامام فرمودند: اصولا بین دو مسلمان مرزی وجود ندارد؛ اما این نیست که ما برای کشور خودمان مرزی قائل نشویم. ما مرز ایران را مقدس میدانیم.
ادامه مطلبغزل یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور را با همان آهنگی که غلامحسین بنان، تصنیف تا بهار دلنشین آمده سوی چمن را خوانده است، تصنیفوار خواندم.
ادامه مطلبامام فرمودند: کدامتان چهره او را میدید؟ مقصود معظم له این بود که کدام یک مراقب تغییرات و عکسالعمل گورباچف بودیم.
ادامه مطلبآقای مهندس بازرگان حکم داد که به سازمان تربیت بدنی ایران بروم و هرچه گفتم: من فقط شش ماه کار اداری کرده ام و بلد نیستم قبول نکرد.
ادامه مطلبگورباچف دست خود را به طرف من دراز کرد و گفت: من برای دست دادن به سوی شما دستم را دراز نکردهام، بلکه به سوی مادر انقلاب دستم را دراز کردهام.
ادامه مطلبآقای عزت الله سحابی در مجله «ایران فردا» نوشته بودند که مهدوی کنی فتوا آورده است که به هر طریق ممکن باید آقای ناطق نوری را از صندوق ها بیرون آورید.
ادامه مطلبامام نگاهی کردند، گفتند: این حرف ها چیست! شما بگوئید بروند بجنگند، خدا می رساند، درست می کند، هیچ طور نمی شود.
ادامه مطلبآقای توسلی تماس گرفتند که امام فرمودند: ما مرد جنگیم و نگذارید اینگونه اشعار خوانده شود.
ادامه مطلبنزدیکهای غروب با دکتر کاظمی آنجا بودیم که گفت: دکتر ملک افضلی زنگ زد گفت کانگراچولیشـن، یعنی تبریک میگویم.
ادامه مطلباوضاع و احوال آنقدر به هم ریخته و آشفته بود که حتی فرصت باز کردن بند پوتین هایمان را هم نداشتیم و با پوتین نماز می خواندیم.
ادامه مطلبمن خودم روی تخت شلاق خوابیدم، گفتم: تو را به امام زمان، بیا به من ده تا شلاق بزن، من قیامت طاقت ندارم. گفت: نمی زنم. گفتم: باید بزنی.
ادامه مطلبمتن حکم را آقای هاشمی رفسنجانی خواندند. آقای مهندس بازرگان در پاسخ به سخنان آقای خمینی و حکم نخست وزیری مطالبی را بیان کردند.
ادامه مطلب