امام گفتند: بگویید من خودم باطل السِحر هستم. به آنها گفتم: امام این چیزها را قبول ندارد و گفته خودم باطل السِحرم، دنبال کارتان بروید.
ادامه مطلبدر ماه مبارک رمضان در حیاط را میزنند. وی میرود و به محض اینکه در را باز میکند، همان جا و جلوی روی خانوادهاش او را به شهادت میرسانند!
ادامه مطلبگفتم: سفیر امام خمینی هستم. ابرقدرت هستید، باشید! من الان نماینده انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی هستم و یک فوق ابر قدرت.
ادامه مطلبوقتی دیدم که ساواک من را شناسایی کرده تصمیم گرفتم فعالیتهای خود را علنی کنم. دیگر علنی بین دانشجویان سخنرانی میکردم.
ادامه مطلبسر از پشت متلاشی شده و موها و مغزش باهم قاطی شده بودند، به پهلو خوابیده بود. به نظرم می خواسته به رو برگردد که همان لحظه به شهادت رسیده بود.
ادامه مطلبآیت الله محمدی گیلانی گفتند: حاج احمد آقای خمینی بود و از طرف امام پیام دادند که: این روزها که قضات عصبانی هستند قضاوت نکنند.
ادامه مطلبگفتم: تراکتور و بیل بیاورید و زمین را در باتلاق بکنید. وقتی کندند دیدیم به جایی رسیدیم که ماده سیاهی شامل زغال ریخته بود.
ادامه مطلبآقایان هاشمی و خاتمی حمایت کردند. این پروژه حیثیتی هم شده بود، چون کار از پیمانکاران خارجی گرفته شد و به کارشناسان داخلی داده شد.
ادامه مطلب