گفت: سپاه ايران براى فتح قدس به لبنان نخواهد آمد. جنگ ايران و عراق پايان مىيابد و ميان سربازان آنها گُل رد و بدل مىشود.
ادامه مطلبسخنان کارتر در پایان ماه محرم ایراد شد. قبـل از محرم بسیاری از مفسران سیاسی پیش بینی می کردند که محرم، ماه سرنوشت سازی برای شاه خواهـد بود.
ادامه مطلبمیگفتند یعنی چه آقای مطهری کنجی مینشیند و کتاب مینویسد؟ بیاید مثلاً سخنرانی مبارزاتی انجام دهد یا شور انقلابی به جامعه بدهد.
ادامه مطلبنامه به آقای خاتمی نوشتم که آقای خاتمی! وزیر شما به مدیرمسئول توهین کرده! آن هم راجع به خبری که درست بوده! وزیر چه حقی دارد که توهین کند؟!
ادامه مطلبما یک شب در خدمت امام بودیم. من از ایشان پرسیدم نظر شما نسبت به فلان کس چیست؟ امام یک تأملی کردند، گفتند: نمی شناسم.
ادامه مطلبرفتم استعفای خود را به رییس جمهور بدهم. نبودند. پاکت حاوی استعفا نامه را به رییس دفتر ایشان تحویل دادم و گفتم این استعفا برگشت ناپذیر است.
ادامه مطلبدکتر احمدی نژاد اصرار داشت که با توجه به اهمیت امور در سفارت وین به ویژه اینکه آنجا سفارت مالی ماست، به اتریش بروم.
ادامه مطلبآقای مهاجرانی از من دلخور شده بود. لذا من تهرانتایمز هم که رفتم یک سال و نیم ایشان تلاش کرد که من کارت مدیرمسئول را نگیرم.
ادامه مطلبصفحه «بازار مکاره» داشتیم و ارتباطاتی به این شکل با فضای خارج از کشور ایجاد کردیم. این باعث شد نامه مینوشتند، بحثهایشان را مطرح میکردند.
ادامه مطلببعدها یکی از عواملی که باعث به فکر واداشتن من شد این بود که چرا انجمن حجتیه اینقدر مورد قبول و حمایت دستگاه اطلاعاتی کشور است؟
ادامه مطلبدر روستایی از مردم پرسیدم: خوشحالید که این راه ساخته شد؟ گفتند: بله! این پلنگ خمینی است که میآید نعره میکشد و جاده میسازد.
ادامه مطلبامام فرمودند: اینکه مبارزه نیست و اینها شما را به خود مشغول نکنند. ما دوباره جا خوردیم. پرسیدیم: مبارزه نیست؟! پس چه چیز مبارزه است؟!
ادامه مطلببولدیرفی که من به عنوان دیپلماتی ورزیده، سیاسی و خوش برخورد می شناختم، چنان منفعل شده بود که صورتش سرخ شده مدام عرق می ریخت.
ادامه مطلبگفت: تبعیدیهای ایرانشهر در سه شهر توزیع خواهند شد؛ یکی به جیرفت، دیگری به ایذه، و سومی به اقلید اعزام میشوند.
ادامه مطلبناگهان یکی از بچهها مرا صدا زد و گفت: اینجا یک دست افتاده است که میگویند برای حاج قاسم است. مرا آنجا برد، دنیایم خراب شد.
ادامه مطلبنیروهای دشمن تا نزدیکیهای اهواز جلو آمده بودند. شهرهای دیگر مثل شوش و دزفول و اندیمشک هم زیر آتش توپخانه دشمن قرار داشتند.
ادامه مطلببه مجلس رفتم و دیدم خبر شروع عملیات برای آزادسازی خرمشهر در فضای مجلس پیچیده و همه خوشحال هستند. هنگام تنفس با جبهه تماس گرفتم.
ادامه مطلبامام گفتند: اگر من جای شما بودم وقتی سر و کله اولین ناو جنگی امریکایی در آبهای خلیج فارس ظاهر شد همان وقت آن را با موشک میزدم.
ادامه مطلبیکی از آقایان وارد شد و سکوت را شکست و گفت: آقایان طیب و حاج اسماعیل رضایی اعدام شده و امشب آنان را دفن کردند. نماز لیله الدفن را فراموش نکنید.
ادامه مطلببا رسیدن به حرم، دیگر کسی جلودار بچه ها نبود. در حرم حضرت ابوالفضل، یک فریاد، شاخه سبز درخت قلب ها بود: ابوالفضل علمدار، خمینی را نگهدار!
ادامه مطلبگفتم: وقتی عازم عتبات شدم، به دوستان و آیت الله بهشتی وکالت دادم که هر اعلامیهای صادر میکنید، امضای من هم پای آن باشد.
ادامه مطلبتوجه همه مردم پاکستان و دیپلمات های مقیم را به این نکته جلب کردم که ما نسبت به مسئله کشمیر حساسیت داریم و حامی مردم هستیم.
ادامه مطلباگر به ما مژده می دادند که ۲۰ گردان تازه نفس در اختیارتان قرار بدهیم به قدر پیام امام نمی توانست موجب ارتقاء روحیه مان بشود.
ادامه مطلباین ماجرا در آن دعوای قم مطرح شد که دنبال مال نباشید و فقط دنبال کارهای معنوی باشیم و انقلاب را از این جهت آلوده به مسائل مالی نکنیم.
ادامه مطلبخیلی از روحانیون به چند مرجع نجف یا قم معتقد بودند، اما شهید مدنی جز امام خمینی، کسی را به عنوان مرجع معرفی نمیکرد و ایشان را تنها منجی کشور میدانست.
ادامه مطلبمن به دفتر آقای روحانی رفتم و ایشان به من گفتند: به صورت محرمانه آقای بشار اسد صبح به ایران آمده و الان هم با آقا ملاقات دارند.
ادامه مطلبگفت: من تا قبل از این رأی اعتماد، چهار فرزند داشتم از امروز به بعد یازده میلیون فرزند دارم و باید پاسخگوی این بچهها باشم.
ادامه مطلبآقای مسعود بارزانی، ریاست اقلیم کردستان عراق، اعلام کردند: من واقعاً نمیدانم چطور از جمهوری اسلامی تشکر کنم.
ادامه مطلبامام دستور قاطعی داد که هر کس حجاب را نمی خواهد حسابش را تصفیه کنید، باز خرید کنید برود. تعدادی از خانم ها پذیرفتند و رفتند.
ادامه مطلبدر آن دوران در نجف، آیت الله العظمی خویی در مسجد الخضراء نماز می خواندند. من خودم در این مسجد حضور داشتم که بعد از نماز، یک نفر با صدای بلند اعلام کرد که انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی پیروز شد و همه تکبیر گفتند.
ادامه مطلب