اعتنا نکنید.
امام گفتند: اعتنا نکنید؛ ما می توانیم! به دوستان گفتم: امام می گویند می توانید. آن هواپیماها، به همّت شما و با توانستن شما هنوز پرواز می کنند.
ادامه مطلبامام گفتند: اعتنا نکنید؛ ما می توانیم! به دوستان گفتم: امام می گویند می توانید. آن هواپیماها، به همّت شما و با توانستن شما هنوز پرواز می کنند.
ادامه مطلبما دو سه نفر برای مذاکره رفتیم، در کنار صدام رده های بالای حکومت نشسته بودند. دو نفر گارد مسلح ایستاده و آماده بودند که شلیک کنند.
ادامه مطلبتوانستیم امام را به سمت هلی كوپتر هدایت كنیم و سپس به قطعه 17 شهریور رفتیم و بعد از سخنرانی تاریخی امام به بیمارستان هزار تخت خوابی رفتیم
ادامه مطلبگفتند: این را از سپاه اخراج کردند و بعداً به جرم سرقت مسلحانه دستگیر شده. گفتم: تو همان نبودی که همه را جمع کردی و علیه حقوق شعار می دادی؟
ادامه مطلبگزارشی به سپاه رسید که مجتبی طالقانی در نمایندگی فلسطین یک ملاقاتهایی دارد. چند نفر با حکم آقای غرضی رفتند و مجتبی خانمش را بازداشت کردند.
ادامه مطلبعدهای از پاسداران گفتند: میخواهند پیش امام بروند و علت عزل آقای لاهوتی را بپرسند. احتمال تحریک شدن بعضی از آنها توسط منافقین بود.
ادامه مطلبمیزان اعتماد مردم نسبت به امام خمینی، به حدی بود که خانواده ها خودشان فرزندانشان را به کمیته ها و پاسداران مستقر در شهرها و روستاها لو می دادند.
ادامه مطلباگر می خواستیم سفارت را بگیریم و دماغ آمریکا را به خاک بمالیم، همان قدر که آنها را گرفته بودیم، کافی بود. به نظر من ادامه آن چیز جالبی نبود.
ادامه مطلبچند روز بعد از قتل عام مردم در ميدان شهدا، در جمع زندانيان سياسی مسلمان تصميم گرفته شد بيانيه ای در محكوميت جنايت ۱۷ شهريور صادر شود.
ادامه مطلبامام حاج احمد آقا را فرستادند که از آنها سؤال کند. وقتی حاج احمد آقا جواب آنها را به امام گفت، امام فرمود: برو به آنها بگو شيادها دست از این کارهایتان بردارید.
ادامه مطلبمخالفانم نامه امام را مطرح کردند که تنها کسی که در دولت راجع به مسائل خارجی از جمله آمریکا، اسرائیل و فلسطین اظهار نظر می کند آقای محتشمی پور است.
ادامه مطلبروز پنجم دیدیم که نیرویی نیامد و روند اعزام متوقف شد. با ایران تماس گرفتیم، گفتند: امام مخالفت کرده اند و دستور داده اند که نیرو به سوریه اعزام نشود.
ادامه مطلبیک روز رفتم از زندان تبریز بازدید کنم، دیدم یک مسجد بزرگ را اختصاص به زندانیان روحانی قرار داده اند. داخل آن، مملو از عمامه به سرهای بود.
ادامه مطلبامام فرمودند: آقای بهشتی اگر شما نیاييد من قلبم مطمئن نیست. حالا که بنیصدر رئیس جمهور شده، شما باید رئیس دیوان عالی کشور بشوید.
ادامه مطلبامام گفتند: از این غیبهایی که شما میگویید ما خبر نداریم. گفتم: ما باید روی مسائل مختلف دنیا حساب کنیم و مطابق منافعمان حرکت کنیم.
ادامه مطلبحاج احمداقا با همان روحیه شوخ طبعی همیشگی شان گفتند که: امام چیز دیگری نگفتند اما اگر بخواهی خودم چیز دیگری رویش میگذارم.
ادامه مطلبپرسیدم: چه کسی تفرقه میاندازد؟ شیخ علی تهرانی گفت: همین بهشتی تفرقه میاندازد. نمیگذارد کار بکنیم، یک قانون اساسی خوبی تصویب بکنیم.
ادامه مطلبآقای قمی به مدت نیم ساعت با حالت عصبانیت و درشتی شروع کردند به تمام اصول انقلاب اهانت کردند و اینکه چه اوضاعی است که شما درست کردهاید؟ کارهایی که شما انجام دادهاید، آن رژیم نمیکرد.
ادامه مطلبآقای هاشمی، نظر اجماعی شورای مرکزی حزب را که میتوانست نظر قطعی جامعه محترم مدرسین هم باشد. به عرض امام رساندند. امام تغییر نظر دادند.
ادامه مطلبامام گفتند که: در اصفهان باید دو کار انجام بدی. یکی اینکه از ملیون و جبهه ملیها به تشکیلات راه ندهی و دوم در جهت وحدت روحانیت عمل کنی.
ادامه مطلبامام موسیقی را ذاتاً حرام نمی دانند، بلکه غنا را حرام می دانند. در مواردی که موسیقی مضر باشد، مانند غذای مضر، موسیقی مضر هم حرام است.
ادامه مطلبامام فرمودند: من در دستگاه هایی که قانون اساسی پیش بینی کرده تا نماینده ای برایشان بفرستم مشکل دارم تا چه رسد به اینها، لازم نیست.
ادامه مطلبگفتم: وقتی امام نوار مصاحبه و گریه و ندبه انتهای آن را دیدند فرمودند: فریب نخورید، دروغ می گوید. منقلب شد و گفت: امام فرموده دروغ میگه؟
ادامه مطلبلاریجانی گفت: ببینید، شتر خوابیده، از خر بلندتر است! ما آنقدر عصبانی شدیم که جلسه را به اعتراض ترک کردیم. بعد نشستیم کمی شوخی کردیم.
ادامه مطلبهنوز به نیمه آیه هم نرسید که آقای ظهیرنژاد بدون هیچ اجازهای بلافاصله گفت: حضرت امام میگوید چه مقدار هواپیما داری، شما قرآن میخوانی!
ادامه مطلبدر دادگاه اول، طیب و هفت هشت تا از رفقایش به اعدام محکوم میشوند، بقیه ۱۵ سال، ۱۰ سال و ۵ سال و این چیزها. پرونده البته ۱۷ نفر بودند.
ادامه مطلبراننده اتومبیل برای فرار از صحنه تصمیم داشت وارد آخرین خیابان واقع در سمت راست، در اتوبان مدرس شود. اما اصابت گلوله به قلب وی باعث شهادتش شد.
ادامه مطلبصبح اول وقت که طیب و اینها تیرباران میشوند، برای ساعت ۷/۵ الی ۸ هم پاکروان میآید پهلوی آقا، میگویند که آقا هم فحش را میکشد به جانش.
ادامه مطلباستاد شهریار در پاسخ به سؤالی در مورد بهترین غزل گفت: به نظر من همین شعار مردم که میگویند: خدایا! خدایا! خمینی را نگهدار، بهترین و زیباترین غزل است.
ادامه مطلبامام میفرمودند: طلاب وظیفه دارند درس بخوانند؛ اگر سختی هم هست باید بمانند و برای کسب معارف دینی سختیها را تحمل کنند.
ادامه مطلب