آخرین مطالب

کارنامه

نصب اپلیکیشن کارنامه

تقویم تاریخ دستاوردهای انقلاب اسلامی

انت انسان،‌ انت ملک

حجت‌الاسلام سیّدمحمدحسن ابوترابی‌فرد

0
SHARES
1
VIEWS

برای ایشان ـ حجت الاسلام سید محمد حسن ابوترابی ـ در ایران دو مجلس مهم گرفته شد. یکی برای هفتم ایشان در تهران که شهید بزرگوار شهید رجایی خودشان سخنران بودند. چون شهید رجایی دوست ایشان بودند در دوران انقلاب و مبارزه و با خانواده‌ی محترم ایشان و ارتباطات نزدیک داشتند. و در چهلم هم آن وقت آقای بنی‌صدر رئیس جمهور بودند و در قزوین سخنرانی کردند. این دو اتفاق خصوصاً باعث شد بعد از اسارت که ایشان شناسایی شدند مخصوصاً‌ عراقی‌ها روی اخوی خیلی متمرکز شوند.

فرمودند: وقتی دیدند با شکنجه‌ها خیلی اطلاعاتی به دست نمی‌آورند تقریباً تصمیم قطعی گرفتند برای اینکه ما را یک جوری حذف کنند. بعد ایشان را به یک سلول صحرایی می‌فرستند. فرمودند: رفتم آنجا دیدم یک بیابانی است و سلول‌هایی هست و من را انداختند در یک سلولی که دیدم خون تازه روی زمین است. گفتند: سلول‌ها اصلاً جای زندگی نبود، معلوم بود کسانی را که می‌خواهند حذف بکنند به آنجا می‌آورند.

فرمودند: در آن سلول دیگر من آماده بودم برای اینکه چند روزی زندگی کنم و ان‌شاءالله بروم به ملاقات خدای متعال. فرمودند: یک سطلی بود که یک مقدار آب داشت یک سطل دیگری هم در سلول بود برای قضای حاجت. و روزی هم یک دانه نان از این عربی‌ها از آن پنجره‌ی سلول پرت می‌کردند داخل.

می‌فرمودند: مثل اینکه مقابل یک حیوانی چیزی را پرت می‌کنند، آن مأمور می‌آمد یک نان پرت می‌کرد برای ۲۴ ساعت. به من فرمودند: من فکر کردم چه کنم الان، دیدم بهترین کار نماز است، در این روزهای آخر عمر من اینجا کار دیگری که ندارم، نماز بخوانم. فرمودند: ۲۴ ساعت را نماز می‌خواندم. هر وقت خسته می‌شدم دیگر سرم را می گذاشتم روی زانو می‌خوابیدم. حالا هر چقدر، یک ساعت دو ساعت می‌خوابیدم. چون خیلی جایی نبود، یا یک خرده دراز می‌کشیدم. بعد بلند می‌شدم باز تیممی چیزی و شروع می‌کردم به نماز. این کارم بود.

حالا ایشان نفرمودند ولی کسی که فقط نماز می‌خواند حتماً مثلاً‌ قنوتش نیم ساعت،‌ رکوعش یک ساعت و احتمالاً‌ نمازها این طوری بوده و خب حتماً با توجه ویژه‌. فرمودند: بعد از ده روز این مسئول آن اردوگاه آمد اردوگاه صحرائی در را باز کرد خطاب به من گفت: تو کی هستی، انت انسان،‌ انت ملک، انت مجوس، تو کی هستی، انسانی، ملکی، مجوسی. من هر وقت آمدم از این پنجره نگاه کردم تو مشغول نماز بودی. من را آورد بیرون، خیلی احترام کرد. و گفت که شما اینجا راحت باش. تو فرار نمی‌کنی. اینجا راحت باش کارت را بکن، عبادتت را بکن، من هم می روم وظیفه‌ام را انجام می‌دهم. هر کاری که بتوانم انجام می‌دهم که شما را از اینجا برگردانم.

چه گزارشی رد می‌کند و چگونه می‌شود که ایشان از آن سلول صحرایی که خودشان فرمودند رفته بودم آنجا که همان جا دیگر تمام بشود برمی‌گردند. بعد هم با فاصله‌ای منتقل می‌شوند به اردوگاه و صلیب سرخ اسم ایشان را ثبت می‌کند. تا قبل از این نام ایشان به عنوان اسیر اعلام نشده بود.

 

منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه‌ای، گفتگو با حجت‌الاسلام سیّدمحمدحسن ابوترابی‌فرد، ۱۴۰۴/۶/۶

https://rahavardha.ir/z9az

https://rahavardha.ir/?p=14895

نصب اپلیکیشن کارنامه

(تقویم تاریخ دستاوردهای انقلاب اسلامی​)

مطالب مرتبط

مرتبط نوشته ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *