سال ۴۴ اعضای نهضت آزادی به دیدار مصدق میروند. بازرگان خطاب به مصدق میگوید: که پیشوا! – بازرگان مصدق را همیشه پیشوا خطاب میکرد – به نظر ما راه شما بهترین راه است و ما میخواهیم راه شما را ادامه دهیم.
مصدق گفته بود که: به نظر من شما اشتباه میکنید.
گفتند: چرا؟
مصدق گفته بود که: نه شما از من قویتر هستید و نه شاه از سال ۳۲ ضعیفتر. اگر راه من درست بود من همان زمان شاه را شکست میدادم و راه خود را عوض کنید.
سه نفر از افرادی که در آن جلسه بودند حنیفنژاد، عبدالرضا نیکبین و سعید محسن عضو نهضت آزادی و جوان و دانشجو بودند. بعد از جلسه این سه نفر با هم قرار میگذارند و اعلام میکنند که باید جبهه نظامی نهضت آزادی را تشکیل بدهیم و اقدام به تاسیس سازمان مجاهدین خلق میکنند که اوایل اسم نداشت.
سعید محسن پیشنهاد میدهد که اسم گروه را نهضت آزادی بگذاریم اما نیکبین و حنیفنژاد مخالفت میکنند. اینطور بود که مجاهدین از دل جبهه ملی و نهضت آزادی در آمد. هم زمان با تاسیس مجاهدین، آیت یک پله بالاتر از آنها بود و میگفت: باید در ارتش نفوذ کنیم و تشکیلات سری نفوذ در ارتش را درست کرد و در این تشکیلات سری نفوذ در ارتش اشخاصی ماند تیمسار رحیمی، کلاهدوز، نامجو و صیاد شیرازی دور هم جمع کرده و به کلاهدوز پیشنهاد کرد که تا گارد جاویدان شاه هم بالا برود.
مثلا نامجو عضو هیئت علمی دانشگاه افسری شد و چقدر میتوان حضور این افراد در ارتش موثر باشد و این تشکیلات را توسعه داد. کسانی را به دانشگاه افسری فرستاد و مرامنامه تشکیلات را بعد از حفظ کردن پاره میکردند و مرامنانه مکتوب نداشته و محوریترین موضوع در مرامنامه مبارزه مسلحانه با رژیم شاه بود.
در ابتدای تاسیس این تشکیلات تعداد محدودی داشتند مرحوم عباسپور، آیت، سرهنگ کتیبه و چند نفر دیگر بودند. علی باکری هم در این گروه بود و بعد به مجاهدین پیوست. زمانی که مجاهدین در سال ۵۰ لو رفت، اعضای تشکیلات آیت خود را جمع و جور کردند و منتظر اتفاقاتی بودند. بعدها محمد منتظری، کلاهدوز، دکتر جاسبی و اسرافیلیان هم به تشکیلات پیوستند.
بعد انقلاب هم آیت از تمام این افراد در ردههای بالا استفاده کرد. مجاهدین سال ۵۰ اکثر نیروهایش دستگیر شد و تقریبا از بین رفت ولی تشکیلات نفوذی آیت تمام نیروهای خود را تا سال ۵۷ حفظ کرد و بعد از انقلاب وارد سیستم شدند.
[wpdiscuz-feedback id=”jv2q9shbib” question=”مصدق گفته بود که نه شما از من قویتر هستید و نه شاه از سال ۳۲ ضعیفتر. اگر راه من درست بود من همان زمان شاه را شکست میدادم. راه خود را عوض کنید.” opened=”0″][/wpdiscuz-feedback]
بازدیدها: ۰











