آن وقت که سفارت آمریکا در ایران تصرف شد و انقلاب دوم نامیده شد، من به خاطر مجلس خبرگان قانون اساسی در تهران بودم. یک روز برای دیدن آنها به آنجا رفتم. هم دانشجویان را تشویق کردم و هم با گروگانها صحبت کردم. یکی از آنها بود که خیلی خشن و طلبکار بود که چرا این صحنه برای آنها پیش آمده است.
یکی دیگر از آنها فارسی میدانست و قبلا در مجلس خبرگان برای مصاحبه پیش من آمده بود. من با او صحبت کردم که نگویید چرا با ما این گونه برخورد میشود. این گناهش به گردن رؤسای شماست که با ایران بد عمل کردند. حمایتهایی که از شاه داشتند، سرمایههای ایران را که بلوکه کردند، و صحبت هایی از این قبیل. بعد یک مدت که گذشت، من یک ملاقات با امام داشتم. زمانی که انتخابات آمریکا داشت نزدیک میشد. مدت زمان ریاست کارتر به پایان میرسید و پیشبینی میشد که یک نفر از حزب جمهوریخواه آمریکا به سر کار بیاید.
من به امام گفتم: یکی از عوامل پیروزی انقلاب ما این بود که یک فضای باز سیاسی با فشار دموکراتها بر نظام شاه در ایران به وجود آمد و کارتر در به وجود آمدن این فضا خیلی نقش داشت. من نمیخواهم بگویم کارتر آدم خوبی است. ولی ما همان وقت که در زندان بودیم، یکی از زندانیان با خوشحالی میگفت جیمی جون – جیمی کارتر – میآید و مشکلات حل میشود و ما از زندان آزاد میشویم. بالأخره همین ایجاد زمینه باعث شد که نیروها بتوانند فعالیت کنند و حداقل انقلاب به سرعت و با خونریزی کمتر به پیروزی برسد.
من به ایشان گفتم: بالأخره ما یک روز باید قضیهی گروگان ها را حل کنیم. اگر در زمان کارتر و با ابتکار خود ما این کار حل بشود، خیلی بهتر است. بالأخره دموکراتها در آمریکا بهتر از جمهوری خواه ها هستند. جمهوری خواهها بیشتر با اسرائیل نزدیکند و سرمایهدارهای یهودی بیشتر در آنها نفوذ دارند.
امام گفتند: از این غیبهایی که شما میگویید ما خبر نداریم.
گفتم: این یک مسألهی واضحی است. ما باید روی مسائل مختلف دنیا حساب کنیم و مطابق منافعمان حرکت کنیم. اگر یک امتیازی به اینها داده بشود، بهتر از آن است که تحت فشار مجبور شویم در زمان جمهوری خواهها این مسأله را حل کنیم. ممکن است به خاطر همین مسأله دموکراتها شکست بخورند و جمهوری خواهها سر کار بیایند.
که ظاهرا ایشان مسأله را به مجلس شورا محول کرده بودند و در مجلس، مذاکره با آمریکا تصویب نشده بود.











