بعد از حادثه آتش سوزی که در زندان دستگرد اصفهان روی داد، مهدی هاشمی در آن دخالت داشت. او توانست با عواملش از زندان فرار کند، سپس به تهران آمده و در کنار شهید محمد منتظری شروع به فعالیت نمود. از آنجا که شهید محمد منتظری بـا جـریان های مبارز در خارج از کشور از قبیل افغانستان، عـراق، فلسطین و سایر کشورها در ارتباط بود، مهدی هاشمی هـم تـوانست اعتماد شهید منتظری را به خودش جلب کند. بنابراین وقتی شهید منتظری به عنوان مسؤول روابط عمومی در شورای دوازده نفری سپاه کل کشور بود، مهدی هاشمی هم مسئولیت واحد نهضت ها در سپاه را عهده دار شدند.
یادم هست با توجه به عملکرد مهدی هاشمی در اصفهان، مـردم حساسیت ویژه ای روی ایشان داشتند، زیرا او و باندش مرتکب جنایاتی از قبیل قتل عام، آدم ربایی و این قبیل کارهای تروریستی و فاشیستی شده بودند. به طور مثال چنانچه شخصی را می دیدند که سرمایه دار است، به شدت با او برخورد می کردند و کاری نداشتند که آیا مجموع سرمایه اش را از طریق حلال یا حرام به دست آورده است.
با همین طرز تفکر با اهالی روستای خیرآباد فلاورجان که در مجموع سرمایه دار بودند برخورد کرده و اموال آنها را مصادره و سپس به اشد مجازات محکوم می نمایند. در همین جریانات بود که آیت الله خادمی نامه ای را در رابطه با اوضاع اصفهان به امام که در قم تشریف داشتند، نوشتند.
یادم هست نزدیک به یک هفته از ارسال نامه ی مذکور برای حضرت امـام گذشته بود که با عده ای از مقامات اداری اصفهان در قالب قریب به پانزده نفر خدمت حضرت امام رسیدیم. وقتی استاندار وقت – آقای بجنوردی – گزارشی از اوضاع اصفهان به امام دادند و اعلام کردند در اصفهان اوضاع آرام است و مشکل خاصی وجود ندارد، امام پس از خاتمه ی گزارش از آنجا که اطلاعات کامل داشتند، شروع به صحبت کرده و در همان ابتدای صحبت پس از بسم الله فرمودند: این کارهایی که در اصفهان می شود کمونیستی است، مصادره ها بر چه اساسی و یا کدام دلیل شرعی است؟ و در پایان سخنرانی هم فرمودند: من از اوضاع اصفهان رضایت ندارم.
پس از پایان جلسه، آقایان به اصفهان رفتند، اما من وقتی دیدم حضرت امام این گونه از اوضاع اصفهان نارضایتی خود را اعلام می دارند، به منظور ملاقات مجدد با حضرت امام به خاطر بیان پاره ای مسائل و اعلام جانفشانی های نیروهای سپاه و بسیج اصفهان، تا بعد از ظهر آن روز در دفتر حضرت امام ماندم. وقتی این موضوعات را به آقایان رسولی و حاج سید احمد آقا گفتم و آنها به اطلاع حضرت امام رسانده بودند.
حضرت امام بـه ایـن آقایان می فرمایند: بروید به فلانی بگویید که من منظورم بسیج و سپاه نبوده است و از شما رضایت دارم.
وقتی این مطلب را شنیدم، خیلی منقلب شدم و پس از به جا آوردن سجده ی شکر به اصفهان برگشتم و دوستان را از جریان مذکور آگاه نمودم.
[wpdiscuz-feedback id=”f3s6oofy5m” question=”امام فرمود: این کارهایی که در اصفهان می شود کمونیستی است، مصادره ها بر چه اساسی و یا کدام دلیل شرعی است؟ من از اوضاع اصفهان رضایت ندارم.” opened=”0″][/wpdiscuz-feedback]












