پس از گذشت ده روز از شروع عملیات بیت المقدس، طبق گزارش هایی که داشتیم طی دو مرحله عملیات حدود پنج هزار کیلومتر از مناطق اشغالی استان خوزستان آزاد شده بود و حداقل پنج هزار نفر از نیروهای متجاوز بعثی به اسارت گرفته شده و صدها نفر از آنها نیز به هلاکت رسیده بودند، اما هنوز فتح خونین شهر مانده بود و همه می گفتند خونین شهر چه شد؟ گویا همه عملیات یک طرف بود و آزادی خونین شهر، طرف دیگر.
فرماندهان ارشد ارتش و سپاه هم این را می دانستند، اما تداوم عملیات در طی روزهای گذشته موجب خستگی و کاهش توان جسمی نیروهای ما شده بود و رمقی برای واحدهای عملیاتی نمانده بود. انتظار خیلی ها این بود که عملیات متوقف و بازسازی نیروها شروع شود.
در چنین شرایطی تنها نقطه امید نیروهای ما تکیه به امدادهای الهی و نصرت و یاری خداوند بود که بحمدالله حاصل شد و خبر رسید سومین مرحله عملیات بیت المقدس برای پس گرفتن خرمشهر آغاز شده است و نیروهای ما در همان مناطقی که عراقی ها در حال فرار هستند، دارند پیشروی می کنند و می خواهند محاصره خرمشهر را تنگ تر کنند. نفوذ مختصری هم در بعضی از مناطق به داخل خاک عراق داشته اند.
اطلاع دادند که صدام هم سخنرانی کرده و از عقب نشینی به موقع نیروهایش تقدیر کرده است و می گویند تظاهراتی در شهرهای عراق بر علیه حکومت آن کشور در حال انجام است.
در دفتر امام بودم که گفته شد عملیات بیت المقدس تا کنون پانزده هزار مجروح و سه هزار شهید داشته است، ولی شب که با آقای محسن رضایی صحبت کردم رقم شهدا را چهار هزار و هفتصد و مجروحان را هفده هزار نفر اعلام کرد که اسفبار است.
با جبهه تماس گرفتم و معلوم شد در طلاییه، عراق به ما حمله کرده و خاکریزی تصرف کرده و چند نفر از ما اسیر گرفته است. احتمالا برای منصرف کردن فکر رزمندگان ما از خرمشهر دست به این کار زده است. ما هم در منطقه کوشک حمله ای داشته ایم و ضربه ای به ارتش عراق وارد آمده است. آنها هم حمله کرده اند، اما باز شکست خورده و عقب نشسته اند.
فرمانده نیروی زمینی هم از قرارگاه کربلا خبر داد عملیات نیروهای ما برای تصرف خرمشهر همچنان ادامه دارد. عراق هم در برخی از محورها حمله کرده و با دادن تعدادی اسیر و انهدام تجهیزات و کشته های زیاد عقب نشینی کرده است و ما نیز تعداد کمی شهید و مجروح داشته ایم. سرانجام پس از چند روز پیشروی محدود، معلوم شد نیروهای ما قرار است (در تاریخ ۱ خرداد ۱۳۶۱) برای محاصره کامل خرمشهر و گرفتن جاده های خاکی شبانه حمله کنند و التماس دعا داشتند. صبح اول وقت از جبهه اطلاع گرفتم. گزارش دادند که عملیات را دیشب آغاز و جاده خرمشهر و شلمچه را تصرف کرده ایم و به طرف پل ام الرصاص پیش می رویم.
به مجلس رفتم و دیدم خبر شروع عملیات برای آزادسازی خرمشهر در فضای مجلس پیچیده و همه خوشحال هستند. هنگام تنفس با جبهه تماس گرفتم. معلوم شد که خرمشهر کاملا محاصره شده و دشمن در حال تسلیم شدن است. پس از تنفس، این پیروزی را در شروع جلسه تبریک گفتم و از رزمندگان تقدیر کردم. تا شب هم، به طور مرتب خبر از کثرت اسرا می رسید و از قلت شهدای ما. دشمن کشته و زخمی زیادی داشته و غنیمت فراوان به جا گذاشته است و سرانجام در سوم خرداد (۱۳۶۱) دادند خرمشهر به طور کامل تسخیر گردید و دشمن تسلیم شده است .
امام بلافاصله پیام تقدیر و شادباش دادند و فرمودند: «مبارک باد و هزاران بار مبارک باد برای عزیزان و نور چشمان اسلام این فتح و نصر عظیم که با توفیق الهی و ضایعات کم و غنایم بی پایان و هزاران اسیر گمراه و مقتولین و آسیب دیدگان بدبخت که با فریب و فشار صدام تکریتی این ابر جنایتکار دهر به تباهی کشیده شدند، سرافرازانه برای اسلام و میهن عزیز افتخار ابدی هدیه آوردید و مبارک باشد بر فرماندهان قدرتمند که فرماندهان چنین فداکارانی هستند که ستاره درخشنده پیروزی های آنان بر تارک تاریخ تا نفخ صور نورافشانی خواهد کرد.» و سپس رزمندگان اسلام و ملت عزیز را خطاب قرار دادند و گفتند که: «هشیار باشید که پیروزی هر چند عظیم و حیرت انگیز است شما را از یاد خداوند که نصر و فتح در دست اوست غافل نکند و غرور فتح شما را به خود جلب نکند که این آفتی بزرگ و راهی خطرناک است که با وسوسه شیطان به سراغ آدم می آید و برای اولاد آدم تباهی می آورد.» (صحیفه امام، ج ۱۶، ص ۲۵۷ – ۲۵۹)
همچنین حکومت های همجوار منطقه را نصیحت کردند و به آنها تأکید کردند که اگر از اطاعت بی چون و چرای آمریکا و بستگان آن دست بردارید و با ما به حکم اسلام و قرآن کریم رفتار کنید، از ما جز خیر و پشتیبانی نخواهید دید.
اخبار صدا و سیما حاکی از شادی بی حد و حصر مردم در سراسر کشور است. گروهی با شربت و شیرینی این پیروزی عظیم را جشن گرفته اند و اشک شوق دارند. البته حال و روز مردم خرمشهر و جنگ زده ها، وصف دیگری دارد.
در اولین شب این پیروزی بزرگ به اتفاق آقایان رئیس جمهور و نخست وزیر و احمد آقا، خدمت امام رفتیم. راجع به آینده جنگ مشورت کردیم. ایشان خیلی خوشحالند. بعد از ملاقات مصاحبه ای مشترک انجام دادیم و شام مهمان احمد آقا بودیم. فتح خرمشهر همه را با نشاط کرده است.
بازدیدها: ۰











