دست ها بالا، تسلیم
امام گفت: من آخوند هستم، برای مسلمانها باید حرف بزنم، حرف می زنم. تو پست سیاسی قبول کردی، در عرف سیاسی جواب می شنوی اما حق توهین نداری.
ادامه مطلبامام گفت: من آخوند هستم، برای مسلمانها باید حرف بزنم، حرف می زنم. تو پست سیاسی قبول کردی، در عرف سیاسی جواب می شنوی اما حق توهین نداری.
ادامه مطلببعد از انقلاب صاحبان کابارهها را احضار کردیم و دستور دادیم آن شغل را ترک کرده، به شغل دیگری روی آورند. به زودی در آن مراکز کارهای مفیدی راه اندازی شد.
ادامه مطلبمن بعد از فوت مرحوم آیت الله بروجردی برای مرجعیت، نام احدی را به جز امام نیاوردم و گفتم: من غیر از امام کسی را نمی شناسم.
ادامه مطلباحمد آقا در مذاکره تلفنی گفت: آقا میگویند چرا فلانی اینجا نمیآید؟ من گفتم: اینجا آن قدر کار زیاد است که فرصتی برای آمدن به پاریس نیست.
ادامه مطلبکلانترها به خدمت فراخوانده شدند. سلاح به ایشان تحویل و ثبت شد. کلاسهایی هم برایشان برگزار شد و بدین طریق مأموران کلانتری به آغوش جامعه بازگشتند.
ادامه مطلبدیدم دارند یک نفر را به شدت کتک می زنند. جلو رفتم و دیدم آقای رشیدیان است، نماینده مردم آبادان. خیلی ناراحت شدم و با تندی با آنها برخورد کردم.
ادامه مطلبافراد خارجی وقتی از نزدیک با امام روبرو میشدند و استدلال ایشان را در مسایل اجتماعی یا عقیدتی میشنیدند، خیلی تعجب میکردند.
ادامه مطلبامام به آقای ناطقنوری گفتند: شنیدهام که عدهای به نام حزبالله در خیابان ولیعصر تهران پونز روی پیشانی بدحجابها میگذارند. اینها را پیدا کنید و به من بدهید.
ادامه مطلببا توجه به اجازه امام، مقرر شد به کسانی که نوع حکومت دیگری مورد نظرشان هست، فرصت داده شود که نام حکومت دلخواه خود را بر روی برگه نه بنویسند.
ادامه مطلبامام گفتند: خود شما به عنوان یک فقیه نظر فقهی خودتان در این مورد چیست؟ آقای امامی کاشانی نظر خود را گفت که با نظر امام مخالف بود.
ادامه مطلبوقتی امام تبعید شد، به تدریج اساتید از صحنه مبارزه دور شدند و به درس و بحث طلبگی پرداختند. تنها عدهای از خواص شاگردان امام در میدان مبارزه ماندند.
ادامه مطلبگفتم: زبان عربی زبان اسلام است. چرا زبان عربی را ترویج نمیکنید؟ چرا در کشورهای عربی تاریخ مسیحی رواج دارد و از تاریخ اسلامی کمتر استفاده میشود؟
ادامه مطلبامام فرمود: به نظر من آقای بنی صدر برای این سخنرانی مناسب است و از او دعوت کنید، منتها قبل از سخنرانی من می خواهم چند دقیقه ای او را ببینم.
ادامه مطلبامام با مشاهده وضعیت مهندس میثمی، برخوردشان با او بسیار عاطفی بود. مهندس میثمی درباره نظریه ملاصدرا و حرکت جوهری برای امام توضیحاتی داد.
ادامه مطلبگفتند: حاج احمد آقا از یک روحانی شکایت کرده و او را بازداشت کردهاند. گفتم: راهش این بود که میگفتید از تهران خارج نشود و هر وقت خواستید بیاید. گفتند ...
ادامه مطلبامام گفت: من لنین نیستم که استالین یک روزنامه مخصوص او چاپ می کرد و می گذاشت جلویش و در سراسر شوروی روزنامه دیگری را منتشر می ساخت.
ادامه مطلبامام فرمودند بگویید حاج محسـن بیاید. رفتم، امام پرسیدند: شما چرا از افرادی که می خواهند به سپاه بیایند می پرسید از کی تقلید می کنید؟ به شما چه مربوط است.
ادامه مطلببهلول منبر رفت و روضه خواند و همه را به گریه انداخت! همیشه میگفت: کاری را که ما شروع کردهایم، این سید تمام خواهد کرد!.
ادامه مطلبامام گفت: شما اعلامیه ای راجع به اسرائیل دادی و در آن از اصطلاح «اسرائیل جنایتکار» استفاده کرده اید. بیانیه وزارت امور خارجه نباید این طور باشد.
ادامه مطلبامام فرمودند: آن موقع اگر حزب تشکیل میدادید، رژیم شما را پیدا میکرد و همه افراد را میبرد و ضربه میزد، ولی حالا خطری ندارد، بروید حزب تشکیل بدهید.
ادامه مطلبدوباره آن فرد به توجیه پرداخت و مجددا از امام سؤال پرسید. امام هم در پاسخ گفتند: میگویید مجوز دزدی صادر کنم. نخیر! این کار صحیح نیست.
ادامه مطلبآقای هاشمی که در آن وقت فرمانده جنگ هم بود گفت: من قطعنامه را قبول میکنم؛ حتی اگر مردم بر سرم بریزند، منتهی دیگران هم به من کمک کنند.
ادامه مطلبخاطره شیرین من از ماجرای کودتای نوژه این بود که با پیشنهاد من و موافقت حضرت امام، جمعی از کودتاچیان نادم آزاد شدند و به ارتش پیوستند.
ادامه مطلبامام گفتند: اگر اصالت به حکومت داده شود، تمام فروع و احکام باید در جهت تضمین مصالح حکومت قرار گیرد. اهداف حکومت تأمين مصالح اجتماع است.
ادامه مطلبدر این اعلامیه، امام اسدالله علم را بـا لحن و زبانی مورد خطاب قرار داده بود که قدرت اسلام و عزت علمای مسلمین در آن موج میزد.
ادامه مطلبامام فرمودند: من در اینجا گرچه به حرم امیرالمؤمنین (ع) و با عدهای از دوستان مأنوس بودم، اما خدا میداند در این مدت از دست آقایان چه کشیدم؟
ادامه مطلبدر حالی که هنوز بختیار بر سر کار بود، چند نفری از علاقمندان به انقلاب یک شبکه تلویزیونی با عنوان تلویزیون انقلاب به راه انداختند که مرکزش مدرسه رفاه بود.
ادامه مطلبجنگ مسلحانهای که در تهران شکل گرفت، در پاریس و تل آویو طراحی شده بود. با پاریس طراحی کرده بودند که در همان هفتهها در تهران اتفاق بیفتد.
ادامه مطلبوقتی مهندس بازرگان از امام تقاضای ملاقات کرد، امام فرمودند: ایشان باید مواضع خود را اعلام کند. چون بازرگان مواضع خود را اعلام نکرد و اجازه ملاقات داده نشد.
ادامه مطلبلیبرالها از آمدن به مجلس خوداری کردند، ولی مجلس تشکیل شد. آنها قصد داشتند مجلس را از اکثریت بیاندازند تا نتواند به عدم کفایت سیاسی بنی صدر رأی بدهد.
ادامه مطلب