تست این سیلو، مثل همه تستهای دیگر و بلکه بیشتر از آنها، اهمیت و اضطراب داشت؛ چون بخشی از مسیر حرکت عمود موشک از داخل جدارۀ کوه انجام میشد.
ادامه مطلبناگهان در مرکز فرماندهی، موشکی که بهسمت زمین و محدودۀ هدف شیرجه رفته بود به هدف خورد و فریاد اللّهاکبر توی بیسیمها پیچید.
ادامه مطلبشهید صادق امانی از این سخن امام استنباط کرد که امام منع خود را برداشته و به صورت غیرمستقیم گفتند که اگر فتوایی دارید، بروید به فتوای خود عمل كنيد.
ادامه مطلبشاید حدود 20 ساعت یا بیشتر، بنده با آقای هاشمی و باهنر و آقای شریعتی در تهران و در جلسات مستمر نشستیم و صحبت کردیم و طرحی برای حسینیه ریختیم.
ادامه مطلباوایل انقلاب، افراطیونی که عضو خانه کارگر بودند قصد شکستن شیشههای ساختمان اتاق ایران را داشتند. ما در آن زمان موافق قانون کار نبودیم.
ادامه مطلبیادم است که یکی از مدیران میانی اتاق هنگامی که خبر حضور کمیته منتخب امام را در اتاق شنیده بود با مشت بر روی میز کوبیده و شیشه را خرد کرده بود!
ادامه مطلبگفت: من به تو فحش دادم. من هر کس آمد پای صندوق به تو رأی بدهد، او را زدم و به او اهانت کردم. هرچه از دهنم آمد به تو و افکار تو و امثال تو گفتم.
ادامه مطلباوائل سال ۱۳۵۹ بود که همه از کودتای نوژه حرف میزدن و میگفتن یه عده از نظامی ها قصد کودتا داشتن که خنثی شده و همه رو دستگیر کردن.
ادامه مطلبمعتقدم سروش حرفهایی میزند، درست است در بستر فرهنگ کار سیاسی میکند، اما معتقد بودم برای اینکه مشخص شود که کار سیاسی انجام میدهد، باید در بستر فرهنگ با او تعامل برقرار میکردیم.
ادامه مطلبآمبولانسی را آورند که سقفش از بین رفته و بدنهاش آبکش شده. می گویند: این آمبوالنس باید برود مجروح و شهید را بیاورد. می گویم: مثل روز اولش میکنم.
ادامه مطلبگفتم: حیف جیب نداری وگرنه عکس امام را میدادم بگذاری جیبت، ببری. گفت: عکس امام را کسی در جیبش نمیگذارد، عکس امام را روی قلبم میگذارم.
ادامه مطلبسنگ مزار سید مقاومت که طرحش را دو روز پیش فرستاده بودیم، دقیقاً همانجا بود، صیقلی و بینقص. حتی کوچکترین جزئیات به انجام رسیده بود.
ادامه مطلببه امام گفتم: ما نمیتوانیم نزد شما بیاییم و سئوالاتمان را بپرسیم. در داخل ایران به چه کسی مراجعه کنیم؟ امام گفتند: آقای مطهری.
ادامه مطلبدر آن ماجرا هیچ کس به عنوان مرتد اعدام نشد؛ حتی رئیس کلّ تشکیلات مخفیِ حزب توده خود کیانوری و امثال او هم مدتی زندانی و بعد آزاد شدند.
ادامه مطلبگفتم: به نظر شما کدامیک از اینها رئیس جمهور خواهد شد. آیت اﷲ موسوی گفتند: از این دو نفر، هر کدام رئیس جمهور شوند، فاجعه است.
ادامه مطلبشیخی پرسید: تو سید حاج آقا روح الله هستی؟ آقا مصطفی پاسخ مثبت داد. او گفت: پس باید بروم این کوزه را آب بکشم، چون پدرت درس فلسفه می گوید!
ادامه مطلبامام فرمودند: کسی از تهران با بلیط دو سره مامور شده است که بیاید اینجا که دو مطلب را به من بگوید. یکی علیه شریعتی و دیگری علیه آقای مطهری
ادامه مطلبهمه آسیب دیده بودند و خونریزی داشتند. مهمترین کار ما این بود که شریان خونریزی دهنده اصلی را ببندیم، جراحت را پانسمان فشاری و محکم کنیم.
ادامه مطلبیکی از نزدیکان آقای احمدی نژاد با من تماس گرفت و در خواست کرد که یک نفر از بانک مرکزی در پستی نباشد. ایستادگی کرده و گفتم امکان ندارد.
ادامه مطلبقابل قبول نبود که بخواهد کودتایی رخ بدهد، چراکه مردم عاشق امام و انقلاب بودند و اصلاً نمیشد تصور کرد که کودتایی رخ بدهد و به نتیجه هم برسد.
ادامه مطلبمن تا مدتی بعد از ۲۲ بهمن هم که گذشته بود بارها به این فکر میافتادم که ما خوابیم یا بیدار و تلاش میکردم که از خواب بیدار شوم.
ادامه مطلبامام گفتند: من اول شما را امتحان میکنم. گفتند: امتحان کنید. امام گفتند: سه موضوع هست، به امام زمان (عج) بگویید اینها را حل کنند.
ادامه مطلبوسط خواندن حمد، امام جماعت شروع کرد سرش را خاراندن، یک دفعه دیدم آن پنج نفر شروع کردند به خاراندن سر!!خیلی خنده ام گرفت.
ادامه مطلببعد از اعدام گودرزی اعلامیهای در خارج از کشور منتشر شد که او را شهید ششم قلمداد کردند. در ادبیات انقلابی شیعه دو، سه شهید مهم داریم.
ادامه مطلبکمکم با تحت تاثیر قرار گرفتن از دکتر شریعتی با مسائل سیاسی آشنا شدم. بعد همزمان شد با جلساتی که آیتالله خامنهای در مسجد کرامت میگذاشت.
ادامه مطلبآقای شجریان در آمریکا بستری بود، من به آقای رحمانیفضلی، وزیر کشور گفتم اگر شجریان فوت کند باید به فکر کنترل تهران باشید.
ادامه مطلبمنافقینی که در همهجا بودند، پلاکاردهای بسیاری آوردهاند. آقای خامنه ای به من گفت: من که دیشب گفتم تحصن در مسجد باشد، میدانستم اینها اذیت میکنند.
ادامه مطلبدر همان بجنورد گروهی از اعضای منافقین آمده بودند و قصد ترور کاسب کتابفروشی را داشتند و گفته بودند این آقای کتاب فروش که مغازهاش مرکز جمع شدن جوانان انقلابی است را ترور کنید تا تنبیهی برای انقلابیون باشد.
ادامه مطلبمسلحین مجید را سر و ته از درخت آویزان میکنند، بدنش را گلولهباران میکنند و سرش را میبرند و بدنش را قطعهقطعه خرد میکنند و آتش میزنند.
ادامه مطلبآقای هاشمی آن را مطرح کردند؛ اما با اکثریت قاطعی رد شد! با اینکه ایشان هم گفتند که این نظر امام است، اما فقط عدهی معدودی به آن رأی دادند!
ادامه مطلب